جنون دزدی kleptomania

خصوصیت اصلی جنون دزدی، ناتوانی مکرر برای مقاومت درمقابل تکانه های دزدی اشیایی است که برای مصرف شخصی ضرورتی نداشته یا ارزش مادی خاصی ندارند. اشیای دزدیده شده اغلب دورانداخته، به طور پنهانی بازگردانده یا در خفا و پنهان نگهداری می شوند. مبتلایان به جنون دزدی معمولاً توانایی خرید اشیایی که به طور تکانشی می دزدند را دارند.

در جنون دزدی مانند سایر اختلالات تکانشی شخص قبل از ارتکاب عمل تنش قابل ملاحظه ای دارد و پس از انجام آن احساس رضایت و کاهش تنش می کند و ممکن است با احساس گناه، پشیمانی یا افسردگی همراه باشد یا نباشد. دزدی برنامه ریزی شده نبوده، شخص کسی را در آن درگیر نمی کند. هرچند سرقت ها درمواردی که احتمال دستگیری فوری وجود دارد روی نمی دهد ولی مبتلایان به احتمال گرفتار شدن خود نمی اندیشند، حتی اگر دستگیری های مکرر منجر به رنج و تحقیر شود.

مبتلایان ممکن است پس از ارتکاب دزدی دچار اضطراب یا گناه شوند ولی احساس خشم یا انتقام نمی کنند.

هر گاه شی دزدیده شده هدف باشد، تشخیص جنون دزدی گذاشته نمی شود. در جنون دزدی نفس دزدی هدف است.

  

روشهای درمان بیماری

روان درمانی

ازآنجاکه جنون دزدی واقعی نادر است، گزارش های درمان محدود به موارد انفرادی یا گروه کوچکی از موارد است. روان درمانی بینش گرا و روان کاوی موفقیت آمیز بوده اند ولی این امر بستگی به انگیزه بیمار دارد. درمواردی که بیمار دچار احساس گناه و شرم شده است، به دلیل انگیزه قوی او برای تغییر رفتار می توان با روان درمانی بینش گرا به او کمک کرد.

 

رفتار درمانی

رفتار درمانی از جمله حساسیت زدایی تدریجی، شرطی سازی اجتنابی و ترکیبی از شرطی سازی اجتنابی و تغییر وابستگی های اجتماعی حتی در مواردی که انگیزه ای وجود نداشته است موفقیت آمیز بوده اند.

 

دارو درمانی

مهار کننده های بازجذب اختصاصی سروتونین نظیر فلوکستین و فلووکسامین در برخی بیماران مبتلا به جنون دزدی مفید بوده اند.